به دنبال یک رویا
حال میکنین چه خودمو تحویل گرفتم !!! می دونم تو دلتون میگین خوب به درک !!!!!!! ولی باور کنین خودم که خیلی از برگشتم خوشحالم ! خوب چیه مگه ؟؟؟ برگشتم ! به نقل از یک وبلاگ دیگر : تمامی خوبی اینجا به این است که هر موقع دوست داشتی بدون اجازه وارد میشوی! هرموقع نخواستی بدون هیچ توضیحی گم میشوی! گاهی وقتها -بسکه تحت تاثیر دنیای غیرمجازی هستی هنوز- اینجا هم نگران رابطه ها میشوی! نگران آدمها میشوی! نکند که فراموشت کنند! نکند که بدشان بیاید! نکند که ناراحت بشوند! اما اگر یک لحظه از دنیای غیرمجازت و باید ها و نباید هایت کنده شوی میتوانی براحتی همه چیز را همه کس را همه ی رابطه هایت را به یکباره پاک کنی! یک وبلاگ دیگر! یک جای دیگر! رابطه های دیگر! هرجور که راحتی! اگر اینجا نمیتوانی آدمهایی را که میخواهی داشته باشی٬ دست کم میتوانی آدمهایی را که نمیخواهی دیگر نداشته باشی! بی هیچ توضیحی میتوانی بکنی! بروی! نباشی! جای دیگری! با چهره ی دیگری ! جور دیگری بروی سراغ آدمهایی که دوست داشته ای یا بیخیال بگذری از کنار آدمهایی که دوست نداشته ای! تمام اینها یعنی اینکه٬ آدم است دیگر! خسته میشود از یک جور نوشتنش! یکجا ماندنش! دوست ندارد حذف کند! تغییر دهد! میخواهد بکند بکل! برود از جای دیگری شروع کند! اینجا را هم میگذارد باشد ٬ شاید یک روزی دلش تنگ شد برای همین روزهایی که میخواهد ازشان بکند! و برگردد !!!!!!! البته لازم به ذکر است که نوشته بالا املا برای من صدق نمیکنه چون من همه دوستامو توی این وبلاگ دوست داشتم ولی از خود وبلاگ خسته شده بودم !!!!!!! دوست داشتم برم جای دیگه از نو شروع کنم ! چند بار هم وبلاگهای مختلف زدم اما اصلا دستم به نوشتن نمی رفت ! انگاری فقط میتونم با همین جا ارتباط برقرار کنم ! باید نیوشا باشم تا بتونم بنویسم خوب دوستانی که صد البته میدونم حالا حالاها پیدام نمیکنن !!!!چون منم گمشون کردم ... اگر از حال ما بخواهید خوبیم ! دماغمون چاقه !!!!!!!!! آرمین فسقل اول دبستانه ! همه مدرسه رو دیوونه کرده از شیطنت !!! هر وقت می رم مدرسه همه با تعجب یه نگاه به ننه با شخصیت بچه میکنن و بعد اینطوری میشن خانم این پسر شماست ؟؟؟؟؟!!! من : بعدش اونا : متوجه جریانات شدین ! البته کمی اغراق کرده بودمها !!!!!!!!! کوچولوی من خیلی شیرینه ! همه دوسش دارن وفقط مشکل اینه که باید از روی در و دیوار بیارنش پایین !!!!!!!! ************************************************************* دوباره سلام ! آخ جون ! چقدر اینجا حرفم میاد !!! بعد این سکوت طولانی و جان فرسا دوباره شیطنت نونی آغاز میکنیم !!!!!!!!!! میفهمید که !!!!!!!!!!!!! الان توی اداره نشستم دارم تند و تند تایپ میکنم ! توی نماز خونه به مناسبت هفته بسیج جشنه !!! و من هم که اجبارا جزء ارتش هفتاد میلیونی بسیج هستم تمرگیدم اینجا و دارم آپ میکنم !!!!! چند هفته پیش هم ما رو بردن میدون تیر !!!!!!!!!!!! باورتون میشه !؟؟؟ تیر اندازی کردم !!!!!!!!!!!! من !!!! از ترسم تا دراز کشیدم و نشون گرفتم ( البته نشونه نگرفتم !!) همه رو از ترسم شلیک کردم به طرف زمین که زودتر ۶ تا تیرم تموم شه و یه وقت زخمی نشم !!! همش منتظر بودم یه چیزی از پشت تفنگه بخوره توی صورت نازنینم !!! خلاصه در اون عملیات متوجه شدم که برای مبارزه اصلا وجود ندارم ! فکر کنم همون اول درگیری برم خودمو تسلیم کنم وای وای نمی دونین چقدر حرف واسه گفتن دارم ولی وقت ندارم بنویسم !! امشب می رویم شمال و اگه خدا بخواهد شنبه در خدمتم عزیزان !! تو رو خدا دوستام !!!!!!!!!!!!! بیاین پیدام کنین !!!!!!!! کمممممممممممممک !!!
اولش بله !!!!
من :
دوباره اونا :
و من بیچاره :
بعد ادامه پروسه !!!
![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |


