تبليغاتX
پر غرور اما .... تنها در جستجوی خویش




















پر غرور اما .... تنها در جستجوی خویش

اینجا خانه من است ! با آن که بسیار کوچک است من به راحتی در آن گم میشوم

سلام

مدت زیادی هست که آپ نکردم . علت هم مشخصه ! حوصله ندارم !

ولی یه بنده خدایی پاپیچم شده که آپ کنم !

فکرم میکنم که این نوشته رو هم فقط خودش بخونه !

به هر حال چون قول دادم بنویسم خواستم به قولم عمل کنم !

خوب خدا زو شکر حالم بد نیست ! چند وقت پیش مادر بزرگم که به پدر و مادرم زندگی میکرد و پدرم خیلی بهش وابسته بود فوت کرد . هفتهای که مشغول سوگواری بودم مصادف شده بود بت بزن و برقص های قبل از انتخابات و مناظرات !!!!!!!!!!! در نتیجه یک کم از قافله عقب مونده بودیم !!!!!!!!

بعدش هم که با هزار بدبختی روز جمعه وقت گذاشتیم رفتیم رای دادیم !!!!!!!! خدا رو شکر گیج بودیم نفهمیدیم رایمون رو کجا انداختیم ! در نتیجه از فرداش حاج و واج مثل خنگها توی خیابون میچرخیدیم هی میگفتیم : رای من کوش !؟؟  تا اینکه بهمون حالی کردن که گیجی از خودمونه و باید برم خونمونو خوب بگردیم تا رایمونو پیدا کنیم ! خلاصه از قضا !! رای ما که توی قابلمه غذای چند شب پیش که توی یخچال جا مونده بود پیدا شد ! امیدوارم شما دوستان هم رای خودتونو پیدا کرده باشین !!

خلاصه !!!!!!!!!!! خسته از فجایع پیش آمده ! فعلا در حالت بی تفاوتی به سر میبریم !

چند هفته دیگه هم مسافر مشهد مقدس هستیم ! تصمیم گرفتم اسم و شماره شناسنامه و تلفن پدر و مادرم را روی تمام بدن و انگشتای دست پایم بنویسم ! که اگه خدای نکرده با هواپیما به جای مشهد یه راست رفتیم توی فرودگاه بهشت !!!!!!!!! هر تکه از جنازه ام که پیدا شد !!! مشخص بشه منم !!!

دیروزم رفته بودم دنبال مشاوره یه موسسه برای کلاسهای کارشناسی ارشد !!

راستش از وقتی درسم تموم شده انگار یه چیزی رو گم کردم !!! عادت کردم به بدبختیهای درس و دانشگاه انگاری !!!

خلاصه این بود زندگی من در این چند ماه ! تا برنامه بعد خدا نگهدار !

تو رو خدا دعا کنید امام  رضا فقط برای یه کار کوچیک ما رو طلبیده باشه !! مسافر اون دنیا نباشم !

آخه من هنوز فوق لیسانسم رو نگرفتم ! اینجوری برم آبروم میره !

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 10:21 توسط رویا| |


Design By : Night Skin